كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

193

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

از يك طرف صخره‌اى به طرف ديگر هدايت مىكند و آن‌را به مزارع مىرساند . ساختمان اين قنات و قناتهاى ديگرى كه در ايران وجود دارد ، به اين ترتيب است ، كه در فاصله‌هاى معينى چاههايى كنده مىشود و پايين چاهها وسيلهء كانالى به يك ديگر وصل مىشود . به‌طوركلى آب اين جزيره خيلى خوب است . از اين روى كشتى - هايى كه به اين حوالى مىآيند ، ذخيرهء متنابهى از آب با خود مىبرند . در تمام اين جزيره فقط يك ده وجود دارد . پيش از آمدن هلنديها به اين جزيره ، اين جزيره تحت‌نظر رئيس بندر ريگ بود ، اما حالا چون در خليج فارس هر رئيسى ميل دارد ، كه مستقل باشد و اگر بتواند با همسايگانش مىجنگد ، در اين حوالى دزد دريايى زيادى وجود دارد و مردم فقير خارك در وضعيت موجود خيلى صدمه مىبينند و به همين خاطر جمعيت جزيره خيلى كاهش يافته است و گرنه اين جزيره نسبتا حاصلخيز است در اين‌جا انگور خوب ، انجير ، خرما و ميوه‌هاى ديگر به‌عمل مىآيد . در اين جزيره مرواريد هم به ميزان كمى صيد مىشود . مرواريد در اين‌جا در عمق زيادى قرار دارد و كسانى كه براى صيد مرواريد پول خرج مىكنند ، استفادهء چندانى نمىبرند . وقتى آدم مىشنود ، كه در اين‌جا روى درختها هم مرواريد به عمل مىآيد در شگفت مىماند . من شخصا چندتا از اين بوته‌ها را به كپنهاك فرستادم . براى اين‌كه ، كسانى كه با چشم خودشان قادر به ديدن اين بوته‌ها نيستند ، در صحت نوشتهء من ترديد نكنند ، ناگزير از اين توضيح هستم ، كه به دستور من اين بوته‌ها را از ته دريا بيرون آوردند . در حقيقت اين مرواريدها روى شاخه‌ها قرار نداشتند ، بلكه در صدف‌هاى بزرگى بودند ، كه به اين بوته‌ها چسبيده بودند . در اولين صدفى ، كه باز كردم ، مرواريد بزرگى قرار داشت ، اما چون اين صدف‌ها را پيش از جدا كردن از شاخه‌ها نمىتوان باز كرد ، داشت ، اما چون اين صدف‌ها را پيش از جدا كردن از شاخه‌ها نمىتوان باز كرد ، بقيه آنها را دست‌نخورده گذاشتم . تابستان خارك خيلى گرم است . اما گرماى اين‌جا به‌شدت ساحل مقابلش